خرید بک لینک
نم نم باران که باشد
کوچه جان میدهد
برای یک قرار عاشقانه.
نازنین!
وقتی به کوچه میآیی
در پی من نباش.
پیش از آنکه بیایی
مرا با خودش برده،
سیل خاطرهها!

برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16

انگار که خداوند
معشوقهای داشته باشد!
انگار که معشوقهاش
ترکش کرده باشد!
انگار که خداوند
تو را
در لحظهٔ تنها شدنش
آفریده باشد.
زیباییِ تو
غمانگیز است...

برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16


دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
این " دوستت دارم " ها را
بنویس به حساب
روزهایی که
دیگر نیستم
بگذار
برای شب هایی که
ممکن است
نباشم
نگه دار
برای غروب هایی که
باید
تنهایی به خانه برگردی...
.
.
.
#بگذار_دوستت_داشته_باشم

برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16

چشم ها اشک آلود،
شیشه ها باران خورده،
چه تفاوتی دارند وقتی تو نباشی؟
این شهر، شهر باران است!
خیابان ها بی عابر
عابرها بی عبور
چه فرقی دارند وقتی نیستی؟
این جا قحطی خاطره است!
من بی تو
تو بی من
چه تفاوتی دارند وقتی...
انتظار تنها نقطه ی مشترک ماست!

برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16

مثل ِ پیرمرد ِمتولد ِ 1300 ،
نه لباس ِسربازیام مانده است !
نه فرماندهام ...
نه متفقین ماندهاند ...
نه پل ِعابر ِپیادهی ِمخبرالدوله ،
نه عابرهایش ...!
نه آن دخترکی که دستش در دست ِمادر ،
نان ِسنگک در دست ...
نه نان و نه نانواها ،
نه همبازی و همپالکیهایم ...!

مثلِ پیرمرد ِمتولد ِ 1300 ،
از من تنهایی مانده است ...!

برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16

باران
خیال توست
می آید ،شدید می شود ،صورتم را خیس می کند ک

باران ؛
آمدن توست
همه را عاشق می کند
باران ؛
نگاه توست
زیرش که باشی تب می کنی

باران؛
پیراهن توست
بویش تا مدت ها همه را دیوانه می کند

باران؛
داغ توست
سیگار می خواهد
باران
بگذریم
باران گریه ی من که نیست
بند می آید ...



برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16

تو را دوست داشتم
چنان که انگار تو آخرینِ عزیزانِ من بر روی زمینی!
و تو رنجم دادی
چنان که گویی من آخرینِ دشمنانِ تو بر روی زمینم!

برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16

مرا در میان روزهای خسته ات پیدا خواهی کرد.
وقتی که شانه ی هیچ کسی آرامت نمیکند !
برمی گردی ...
و پاره های قلبی را می بینی که دیگر نمیتپد
که از من یک جسد مانده !
و از تو خروارها ردپا ...

برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16

اولین ساعات رفتنت
تلخ تر از
سکوت هیروشیما بود
هر ثانیه در ذهنم
تلفات را حساب می کردم
اولین شب رفتنت
اما
من هیروشیما بودم
که سکوت کرده بود

برچسب: نویسنده: آراد بهرامی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 13:16

صفحه بندی